بسم الله الرحمن الرحیم

ولادت حضرت
امام محمد باقر علیه السلام بر شیعیان و محبین صادق حضرت مبارک
، دوستان عزیز به میزانی که فرصت دارید داستانها را
مطالعه فرمائید.
چند نمونه
از سیره عملی حضرت امام محمد
باقر علیه السلام
ارتباط دوستانه
با مردم
ابوعبيده گويد: من همراه
امام باقر عليه السلام بودم ، به هنگام سوار شدن به كجاوه اول من سوار میشدم و سپس
او ، وقتى بر روى مركب قرار مى گرفتيم حضرت به من سلام میكرد و همانند مردى كه رفيقش
را به تازگى نديده باشد احوالپرسى میكرد و دست میداد ، و هنگام پياده شدن پيش از من
پياده میشد و وقتى از كجاوه پياده میشديم سلام میكرد مانند كسى كه رفيقش را به تازگى
نديده باشد احوالپرسى میكرد ، من گفتم: يا بن رسول اللّه (ص) شما كارى میكنيد كه هيچكس
از مردم نزد ما نمیكنند و اگر يك بار هم چنين كنند زياد است ، حضرت فرمود: مگر ثواب
مصافحه را نمیدانى؟ دو مومن وقتی به يكديگر میرسند و يكى با ديگرى دست میدهد ، پس همواره
گناهان آندو میريزد همان گونه كه برگ از درخت میريزد و خدا به آنها توجه میكند تا از
يكديگر جدا شوند.(1)
سئوال از ولايت
ابو خالد كابلى گويد: به
منزل امام باقر عليه السلام رفتم ، حضرت مرا به صبحانه دعوت كرد من هم با او صبحانه
خوردم ، غذاى حضرت بقدرى پاكيزه و گوارا بود كه تا به حال چنين غذايى نخورده بودم ،
وقتى از خوردن فارغ شديم امام عليه السلام فرمود: اى ابا خالد! اين غذا را چگونه ديدى
؟ عرض كردم : فدايت شوم من غذائى گواراتر و پاكيزه تر از اين نديده بودم ، اما به ياد
اين آيه دركتاب خدا افتادم: « ثم لتسالن يومئدعن نعيم » آنگاه
در روز قيامت از نعمتها سوال میشويد!! امام عليه السلام فرمود: از اعتقاد حقى كه بر
آن هستيد ( ولايت ائمه عليهم السلام) سوال میشويد.(2)
اطعام شيعيان
سدير يكى از شاگردان امام
باقرعليه السلام بود ، میگويد: امام باقر عليه السلام به من فرمود: اى سدير آيا روزانه
يك برده آزاد میكنى؟ عرض كردم : نه !! امام عليه السلام فرمود: در هر ماه چطور؟ عرض
كردم : نه ، حضرت فرمود: درهر سال چطور؟ عرض كردم : نه ، امام عليه السلام فرمود :
سبحان اللّه ، آيا دست يكى از شيعيان ما را نمی گيرى که به خانه ببرى و به او غذا دهى
تا سير شود؟ به خدا سوگند اين كار بهتر از آزاد كردن برده اى است كه از فرزندان حضرت
اسماعيل باشد.(3)
نهى از منكر امام
عليه السلام
ابوبصير گويد: در كوفه براى
زنى قرآن میخواندم ، يك بار در موردى با او شوخى كردم ! بعد از مدتیكه خدمت امام باقر
عليه السلام رسيدم مرا مورد مذمت و سرزنش قرار داد و فرمود: كسى كه در خلوت مرتكب گناه
شود خداوند به او نظرلطف نمیكند ، چه سخنى به آن زن گفتى؟ از روى شرم و حيا ، سر در
گريبان افكندم و توبه كردم ، امام باقر عليه السلام فرمود: شوخى با زن نامحرم را تكرار
نكن.(4)
تبريك به عمال
ستمگران
محمد بن مسلم كه يكى از شاگردان
امام باقرعليه السلام است میگويد: همراه عده اى كنار درب خانه امام باقرعليه السلام
در محضر آن حضرت بوديم ، امام عليه السلام نگاهى به مردم كرد كه گروه گروه عبور میكنند
به بعضى از كسانى كه نزد او بودند فرمود: مسئله اى در مدينه پيش آمده است ؟ او عرض
كرد: فدايت شوم از طرف حكومت (ظالم ) براى مدينه فرماندارى تعيين شده است و مردم به
ديدار او میروند تا به وى تهنيت گويند ، امام عليه السلام فرمود: به نزد او میروند
تا بخاطر پست جديدش به او تبريك گويند ، در حالى كه او درى از درهاى جهنم است.(5)
تسليم امر خدا شدن
عده اى به محضر امام باقرعليه
السلام رسيدند و ديدند كه يكى از فرزندان او بيمار شده است و امام عليه السلام ناراحت
و اندوهگين است ، با خود گفتند: اگر اين كودك از دنيا برود میترسيم امام عليه السلام
را آن گونه ببينيم كه نمیخواهيم در آن حال باشد ، چيزى نگذشت كه صداى شيون اهل خانه
بلند شد و فرزند امام عليه السلام از دنيا رفت ، آنگاه حضرت نزد آنها آمد درحاليكه
چهره او شاد بود و ناراحتى های قبل از سيماى
او بر طرف شده بود ، آنها به امام عليه السلام عرض كردند: فدايت شويم ما ترس آن داشتيم
كه با مرگ فرزند حالتى پيدا كنيد كه ما هم بخاطر اندوه شما غمگين شويم ، حضرت به آنها
فرمود: ما میخواهيم كسى را كه دوست داريم بسلامت باشد و ما راحت باشيم ، اما وقتى امرالهى
فرا رسد ، تسليم اراده خداوند هستيم.(6)
مجالست شيعيان
با يكديگر
مسير گويد: امام باقرعليه
السلام به من فرمود: آيا شما شيعيان با يكديگر خلوت و گفتگو میكنيد و آنچه میخواهيد
میگوئيد؟ عرض كردم : آرى به خدا ، با يكديگرخلوت میكنيم ( درمجالسى كه مخالفين شيعه
نباشند با يكديگر مى نشينيم ) و گفتگو میكنيم و آنچه میخواهيم ( از ويژگيهاى شيعه
) بيان میكنيم ، حضرت فرمود: همانا به خدا من دوست دارم كه در بعضى از آن مجالس با
شما باشم ، به خدا بود و نسيم (عقايد و گفتار حق) را دوست دارم ، شما هستيد كه از دين
خدا و دين ملائكه او برخورداريد ، پس با تلاش و تقوا ( خود ، و ما را ) كمك كنيد.(7)
اسلام حقيقى
ابى جارود گويد: به امام
باقرعليه السلام عرض كردم: اى فرزند رسول خدا ! آيا شما دوستى و دلباختگى و پيروى مرا
نسبت به خود میدانيد؟ امام عليه السلام فرمودند: آرى ، عرض كردم: من از شما پرسشى دارم
كه مى خواهم به من پاسخ دهيد زيرا چشمم نابينا است و كمتر راه میروم و هميشه نمى توانم
شما را زيارت كنم ، امام عليه السلام فرمود: سوال خود را بپرس ، عرض كردم: مرا از دينى
كه شما و خاندانتان خدا را بر اساس آن عبادت میكنيد آگاه كن ، تا من هم براساس آن خدا
را ديندارى كنم ، امام عليه السلام فرمود: با سخنى كوتاه سئوال بزرگى كردى ، به خدا
سوگند همان دينى كه خود و پدرانم خداوند را به آن ديندارى میكنيم به تو میگويم :
1 - شهادت به یگانگی
خداوند و رسالت محمد صل الله علیه و آله و سلم
2 - اقرار به آنچه
پیامبر صل الله علیه و آله از جانب خداوند آورده است
3- محبت به دوستان ما ، و دشمنى
با دشمنان ما.
4- پيروى از فرمان ما.
5 - انتظار قائم ( عجل الله تعالی و فرجه ) ما.
6 - كوشش (در انجام واجبات ) و پرهيز از محرمات.(8)
ويژگيهاى شيعه
ابو اسماعيل گويد: به امام
باقر عليه السلام عرض كردم فدايت شوم شيعه در محيطى كه ما زندگى میكنيم بسيار زياد
است ، امام عليه السلام فرمود: آيا توانگر به فقير توجه دارد؟ آيا نيكوكار از خطا كار
در میگذرد؟ و آيا نسبت به يكديگر همكارى و برادرى دارند؟ عرض كردم : نه ، حضرت فرمود:
آنها شيعه نيستند شيعه كسى است كه اين كارها را انجام دهد.(9)
اميد بدون عمل
جمعى از شيعيان در محضر امام
باقرعليه السلام بودند ، حضرت به آنها فرمود: اى گروه شيعه شما تكيه گاه ميانه باشيد
و( از افراط و تفريط بپرهيزيد) تا آنكه غلو كرده ، به شما باز گردد و كسى كه عقب مانده
است خود را به شما برساند ، مردى از انصار كه سعد نام داشت عرض كرد: فدايت شوم : غلو
كننده كيست ؟ حضرت فرمود: مردمى كه درباره ما چيزى گويند كه ما خود نمى گوئيم ، اينها
از ما نيستند و ما هم از آنها نيستيم ، آن مرد سوال كرد: عقب مانده كدام است ؟ امام
عليه السلام فرمود: كسى كه طالب خيراست ، خير و نيكى به او میرسد و به همان مقدار نيتش
پاداش دارد ، آنگاه رو به ما كرد و فرمود « به خدا سوگند ما از جانب خداوند براتى نداريم و ميان ما و او خويشاوندى
نيست و بر خدا حجتى نداريم و جز با اطاعت بسوى خدا تقرب نجوييم ، پس هر كس از شما كه
مطيع خدا باشد دوستى مابراى او سودمند باشد و هر كس از شما نافرمانى خداوند كند دوستى
ما سودش ندهد ، واى بر شما !! مبادا فريفته شويد »
(10)
توجه به آخرت
جابر گويد: خدمت امام باقر
عليه السلام رسيدم ، حضرت فرمود: اى جابر به خدا سوگند كه من غمگين و دل گرفته ام ،
عرض كردم فدايت شوم دل گرفتگى و اندوه شما چيست؟ حضرت فرمود:اى جابر، همانا خالص و
صافى دين خدا ، به دل هر كس درآيد ، از غير او بگردد ، اى جابر ! دنيا چيست و اميدوارى
چه باشد؟ مگر دنيا غير از خوراكى است كه خوردى ، ياجامه اى كه پوشيدى ، يازنى است كه
به او رسيدى ؟ اى جابر ، همانا مومنين به ماندن در دنيا دل بستند و از رسيدن به آخرت
گريزى ندارند ، آخرت خانه بقا و دنيا خانه فناست ، ولى اهل دنيا غافلند و گويا مومنانند
كه آگاه و اهل تفكر وعبرتند ، آنچه با گوشهاى خود میشنوند آنها را از ياد خدا كر نكند
و هر زينتى را كه چشمشان ببيند ، از ياد خدا كورشان نسازد ، پس به ثواب آخرت رسيد
، هرکه به اين دانش رسيد ، كه اهل تقوا ، كم اهل دنيا هستند و تو را از همه بيشتر يارى
كنند ، اگر به ياد خدا باشى تو را يارى كنند و اگر فراموش كنى به ياد تو آورند ، امر
خدا را ياد آور میشوند و برآن ايستادگى میكنند ، براى دوستى خدایشان دل از همه چيز
كنده و بخاطر اطاعت مالك خويش ، از دنيا در هراسند و از صميم دل به خداى عز وجل و محبت
او متوجه اند و فهميدند كه هدف اصلى همين است ، بخاطر عظمتى كه دارد ، پس دنيا را چون
باراندازى دان كه در آن بار انداخته و سپس كوچ خواهى كرد.(11)
ذكر خدا
امام صادق عليه السلام گويد:
پدرم بسيار ذكر خدا میگفت: من با او راه میرفتم و او همواره ذكر خدا میگفت ، با او
طعام میخوردم و ذكر خدا مى گفت ، با مردم صحبت میكرد و سخن با ديگران او از ذكر خدا
باز نمى داشت و من میديدم كه زبانش همواره ذكر « لااله الااللّه » میگويد
، همواره صبح ما را جمع میكرد و دستور میداد ذكر خدا می گفتيم تا خورشيد طلوع كند
، هر يك از ما میتوانست قرائت قرآن كند میفرمود: قرائت قرآن كنيم و هر كس نمى توانست
قرآن بخواند مى فرمود: ذكر خدا گوئيم. (12)
شيعه واقعى
امام باقر عليه السلام مردى راديد كه بر ديگرى فخر میورزيد و میگفت: من از شيعيان
آل محمد صل الله علیه و آله هستم ، حضرت به او فرمود:
بر او فخر نكن ، اموالى را كه دارى اگر براى خودت خرج كنى برايت دوست داشتنى تر است
، امام عليه السلام فرمود: پس ، تو شيعه نيستى ، زيرا ما اگر مالى براى برادران مومن
خود خرج كنيم دوست داشتنى تر است تا براى خود خرج كنيم ، تو اين گونه بگو كه من از
دوست داران شما هستم واميد نجات به محبت شما دارم .(13)منابع را در ادامه مطلب ملاحظه فرمائید.
ادامه مطلب